صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
گروه های خبری
اقتصادی
اجتماعی
هنر و اندیشه
محله خبر
اختصاصی جهانی پرس
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار

سفره افطار خانه پدری همیشه چشم انتظار فرزندان است

سمیه سیمین قد یک فعال رسانه ای درخصوص ماه مبارک رمضان و درک معنوی سفره های افطار ، دلنوشته ‌ای را اختصاصی به پایگاه خبری جهانی خبر ارسال کرده است که از منظر می گذرانید.

به گزارش جهانی خبر، لحظه افطار با حال و هوای روحانی دعای ربنا، آدمی را می برد به سال های دوری که صفا و صمیمیت بین مردم رنگ دیگری داشت. سال هایی که هنوز هیچکدام از ما اینقدر بزرگ نشده بودیم برای درک دنیایی که امروز در میان ازدحام و هیاهوی آن گم شده ایم؛ دنیایی که در آن برای ما برنامه ریزی نشده بود و بالاخره هم نفهمیدیم از زندگی چه می خواستیم و چه شد!
امشب در حالی که همه خواهر و برادرها دور سفره افطار پدر و مادر پیرمان نشسته بودیم و آش رشته داغ و حلوا خوش رنگ و لعاب دست پخت مادر را که من می دانم با چه ذوق و عشقی می پزد، نوش جان می کردیم، لحظه ای با خودم فکر کردم که سال ها بعد، چقدر دلمان برای همین لحظه و همین دو تا آدم تنگ خواهد شد.
دلم گرفت که من و خواهرها و برادرهایم چقدر آرام و بی صدا همچنان که بزرگ می شدیم از دور سفره افطار پر برکت و باصفای مادر و سحری های خوش طعم و خوش عطرش هم دور شدیم و با عجله و شتابان به دنبال زندگی مان رفتیم تا از بقیه جا نمانیم و حالا هم که با بودن کرونا بیشتر این دوری و فاصله را می توان احساس کرد....
راستش دلم لرزید انگار به خودم آمدم و دیدم که چه نعمتی را در تمام این سال ها کنارم داشتم و نمی دیدم... همین احساس امنیت و آرامش بی قید و شرط در خانه پدری ،درک لحظه روحانی پخش اذان موقع افطار از رادیو قدیمی پدر و گوش دادن به زمزمه های مناجات سحر مادر در میان کنج آشپزخانه.... بغضم گرفت و از خودخواهی و تمامیت خواهی هایی که داریم، لجم گرفت... از اینکه تنها دغدغه پدر و مادرها سلامتی، خوشبختی و عاقبت به خیری فرزندان شان است، اما ما درگیر خانه بزرگ تر، ماشین بهتر، پول بیشتر و تفریح و هزار و یک داستان و مشغله دیگر زندگی شدیم و حتی گاهی وقت ها یادمان می رود که آنها هم هستند و به راستی ما تنها دلخوشی زندگی شان هستیم.
کاش بفهمیم که همه خوشی های این دنیا و زرق و برقی که ما را افسون خودش کرده، واقعا به چشم انتظاری پدر و مادر پیرمان به صدای زنگ در که امروز  کدام یک از بچه ها سر سفره افطار با کاسه حلیم داغ و زولبیا بامیه تازه از راه می رسد، نمی ارزد....
پس می نویسم که بدانم خداوند باید به آدم ها لطف کند که در این دنیا با فرصت محدودی که دارند لیاقت شاد بودن، خندیدن، حسادت نکردن، مهربان بودن و خوشحال و شاکر بودن را بدهد...
حرف آخر؛ می دانم که خیلی از ما بارها شکسته شدیم، اعتماد کردیم، گریه کردیم؛ اشتباه کردیم؛ نفهمیدیم از زندگی چی می خواهیم و چطور عمرمان گذشت؛ قلبمان هزاران بار به آتش کشیده شد؛ روحمان دردهای بسیاری تحمل کرد؛ بارها رنج کشیدیم، ترسیدیم، خندیدیم، امیدوار شدیم و...خیلی هم تلاش کردیم که آینده را عوض کنیم، به خاطر آن دنبال عشق هم گشتیم؛ ریسک ها و مبارزه های بسیار کردیم برای بقا، برای زندگی، برای از صفر شروع کردن، برای دیده شدن، برای مفید بودن؛ برای ساختن... اما یادمان رفت که کمی هم باید زندگی کنیم....
 

شناسنامه


کدخبر: ۲۵۸۱۹۲
تاریخ: ۱۴۰۰/۲/۱     ساعت: ۱۹ : ۲۵
امتیاز به این خبر:
  • 5
سرویس: اختصاصی جهانی پرس       زیرسرویس: اختصاصی جهانی پرس
انتشار:
تماس با ما


نام :*
ایمیل:
متن پیام :*
ارسال
نظرات


مونا

عالي بود خانم سيمين قد عزيز.بسيار لذت بردم??

۰
۰
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
  • ۱۴۰۰ دوشنبه ۳۱ خرداد
  • ١١ ذو القعده ١٤٤٢
  • Jun 21 2021